نیلوفر
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ نیلوفر
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های من ()
:D نویسنده: نیلوفر - ۱۳٩٠/۱٢/٢۳

سلام..!

مدرسه ها تموووووووووووووم !

ایول خواب...

بیکاری ..

ولگردی..!

بـــــــــــــــــــــــــه به!

ولی خدایی این معلما خیلی نامردن!!!

این هفته آخری پدر ما رو درآوردن...همش امتحان

همـــش.. بدن یه روز استراحت..

ولی خدا رو شکر تموم!!!

آخیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش!

کلا این 20 روز رو میخوابم!!!!!!نیشخند

شما چه خبر؟؟!

 

  نظرات ()
روئیتی دوباره!!! نویسنده: نیلوفر - ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

بـــــــــــــــــــــــــــــــــه به دوستان عزیـــز!نیشخند

شاکی های محترم!

بعد از یه سال (!) دوباره آپیدم.....! اونم به عشق همه دوستان عزیزی ک لطف دارن

مخصوصا : پرستو ی عزیییزم!!!!

خدا وکیلی این امتحانا پدر آدمو همچی میچلونن که دیگه چی بگم....!!!!!!

منم نامردی نکردم همه رو ری......دم!

خسته نباشم واقعا...!

خدا رو شکر چیزی نمونده فردا زبان دارم

بعدش فیزیک

بعد دین و زندگی

و بعدش عربی

و بعدش هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچچچچچچچ!!!!

به امید روزی که این هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ رو از نزدیک ببینم!!!!

 

بای دوستان عزیزمممم....!!!

  نظرات ()
0 نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱٢/٢٦

سلام بر دوستان گرامی !!!

خوب هستید ان شاالله؟؟!

خب شکر خدا!!!

منم خوبم!!!

HAPPY NEW YEAR!!

نیشخند

همییییییییییییییییییییییییییییییین!

 

بای بای

  نظرات ()
!! نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱۱/۳

وای خدای من! نمیدونی امروز چه اتفاقی افتاد!! خیییییییییییییلی خنده داربود !قهقهه

ای وای! راستی سلام! یادم رفت!آخ 

از دل درد دارم میمیرم! باور کنید اینقدر خندیدم که فکر کنم چند تا ااز رگ های مغزم

پاره شد!!!!نیشخند

بذار ماجرا رو بگم!

امروز تو مدرسه داشتم با دوستام حرف میزدم که یهو پام به پای دوستم (حدیث) خورد (عمدا نبود!!!) 

اونم گفت حواست کو؟؟ پامو خاکی کردی!!!عصبانی

منم که حوصلم سر رفته بود خواستم لجشو درآرم!چشمک دوباره مانتو شو خاکی کردم 

اونم پای منو خاکی کرد یهو بلند شدم دنبالش کردم اونم دوید رفت تو کلاس ٢٠٢

من رفتم اونجا که پیداش کنم! نیشخند

اونم تا منو دید پا به فرار گذاشت! منم پیش خودم گفتم ای بابا زشته ٢ تا دختر گنده!

تو سالن اینجوری بدویم!خجالت

من که بیخیال شده بودم! خواستم برم تو کلاس

همینکه دستگیره درو گرفتم یهو دیدم اون نیمکتی که تو سالن بود یه تکون خورد

و بعدش یه صدای بلند هم اومد!زبان منم برگشتم ببینم چی شده

دیدم حدیث رو زمین ولو شده!!!!! منم نمیدونستم بخندم یا بترسم!!خنده 

نگو وقتی داشته میدویده پاش گیر میکنه به اون نیمکته و بعد هم یه پرواز جانانه و

بعدش..................!

منم رفتم طرفش که بلندش کنم دیدم تکون نمیخوره! یهووووووووووووووو

قلبم ریخت!استرس

  رفتم بالای سرش دیدم دیوونه داره میخنده!!!!!!خنده اگه زمین نخورده بود حسابی

میزدمش!!

خلاصه زیر بقلشو گرفتم بردمش تو دستشویی! که مانتو شو تمیز کنه!!

وقتی کارمون تموم شد نزدیک کلاس که شدیم به حدیث گفتم که بذار من حرف بزنم

تو خندت میگیره!اونم گفت باش! همین که درو زدیم و رفتیم تو معلم شیمیمون نگام کرد

و گفت ببینم کجا بودین شما ها؟؟؟

منم یهو خندم گرفت و گفتم:"ههههههههه خانوم ببخشید حدیث خورد زمین هههههههه

بعدش..." اونم گفت برین بشینین!!!!نمیخواد توضیح بدی!

هههههههههههههههههههههههه !قهقههقهقههقهقههقهقههقهقهه 

امروز اینقدر خندیدم! که دارم میمیرم!!!!

اووووووووووووووووووووووووووووووه! خسته شدم!

دیگه بای بای تا اپ بعدی!!!!!بای بای

 

  نظرات ()
.... نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱٠/٢٩

اووووووووووف!امتحانامون هم تموم شد!

از شنبه تا الان همش تو مدرسه بیکار بودیم..! همش بازی کردیم! ههههه!

ای خدا قاطی کردم !!!!!!

نمیدونم چمه! فکر کنم فکرم پیشه کارنامه اس! وای خدااااااااااااااااااااااااااا!

من که اصلا از امتحانا راضی نیستم....! شما چی راضیین؟؟؟؟

فردا میخوان ببرنمون سینما!!!!

حتما خوش میگذره!!

اووووووم!سوال دیگه چییییییی؟

 

 

همین!

 

 

 

 

 

 

بای!

 

 

 

 

قلب

 

  نظرات ()
هندسه نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

اوووووووووووووووووووووووووف!!! امروز امتحان هندسه داشتیم....!سبز  خییییییییییلی سخته لامصصصصب! اه اه اه از هندسه بدم میاااد!زبان من و دوستم قرار گذاشته بودیم

که اونایی که اثبات باید بشن رو دوستم جواب بده من بقیه رو...! خلاصه رفتیم نشستیم

که یهو خانوم x ( که خیلی اوشگوله..!) اومد کلاس که مراقب ما باشه

!!

منم از خوشحال داشتم میترکیدم!نیشخند دوستم هم همینطورنیشخند

همه ی کلاس همین حال منو داشتن و داشتیم یه سره میخندیدیم  که یهو این خانوم

x که همیشه عین سیب زمینی خام بی بخار بود یه نعره کشید عینهو رستم دستان (ساااااااااااااکت!) که ما همه قالبامون تهی شد...!استرس

منم که اصلا اثباتی ها رو بلد نیستم(اثباتی ها  رو که میگم منظورم مسئله های

هندسه که اثبات لازم دارن) بد جور ترسیدم نگران دوستم هم همینطور .....!

دیگه سرنوشتمونو دادیم دست زندگی که هر چی شد بزار بشه...!

نیم ساعت بعد x رفت بیرون که برگه چرک نویس بیاره و ما هم خوش به حالمون شد!زبان

سوال 4و5و8و14 رو دوستم  واسه من گفت من هم اونایی که خواست رو براش گفتم

یه حاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالییییییییییییییییییییییییییی

داد که نگو و نپرس!!!!!!!خنده

ان شا الله نصیب شما هم بشه......

راستی اینم پسران برتر از گل....!از این عکس خوشم میاد.....!

 

 

  نظرات ()
ترم.... نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱٠/۱٥

وای وای وای وای 

خبر نداری چه....کاشتم تو این امتحانات محترم...!

فیزیک رو افففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففتضاععععع دادم..!

اوه....

داره گریه ام میگیره...

ولی امروز شیمی داشتیم خوب بود یعنی بد نبود شنبه امتحان هندسه دارم خیییلی

 سخته! باید عین ... بخونم!!

دددذذذاااامکتنباتتننکمنتکهتاذلبفلبذرئدتنللرد ذذزبیسالر نتا ل لزبیتاوتنااااررمنتا!!!!

چیو داری میخونی...؟؟؟ مگه هر چی نوشتن باید بخونی..؟ همینجوری گفتم فضا عوض شه..

خب دیگه چی بگم...................

دیگه هیچی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بای دوستای گلم...!

  نظرات ()
hi نویسنده: نیلوفر - ۱۳۸٩/۱٠/۳

سلااام!لبخند

امروز واقعا باحال بود!نیشخند

قرار بود امروز امتحان فیزیک ازمون بگیره! خیییییییییییلی سخته !(فصل 2 فیزیک2)

اونایی که همسن منن میدونن چه قد سخته!!گریه دیشب5 صفحه شو خوندم

امروز خیر  سرم خواستم زود بیدار شم آلارم گوشیمو رو ساعت7:30 تنظیم کردم صب

ساعت 7:30 زنگ زد منم بیدار شدم یه نگاهی به گوشیم انداختم بعد قطش کردم!آخ

خیلی به خودم التماس کردم که  نخوابم اما دوباره خوابم بردخمیازه 

خوب شد ساعت 8:30 داداشم بیدارم کرد

یهو عین جن زده ها از خواب بیدار شدم کتاب فیزیکمو گرفتم بدون اینکه دست و صورتمو

 بشورم و صبحانه بخورم شروع کردم به درس خوندن

بعد صدای غور غور شنیدم!ابرو این طرف و اون طرفمو نگاه کردم دیدم هیچی نیس!سوال

بعد فهمیدم صدای قار و قور شکممه از گشنگی داشتم میمردم!!! رفتم صبحونه خوردمو

بعدش درس خوندم و رفتم مدرسه امتحان فیزیک هم نگرفت و دست از پا دراز تر اومدیم

 خونه!!!!!!

gooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooood

byeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

بای بایبای بایبای بایبای بای

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر :D روئیتی دوباره!!! 0 !! .... هندسه ترم.... hi ۱۳۸٩/٩/٢۳ ۱۳۸٩/۸/٢٧
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من http://dik.mirasban.com http://www.korehlove.blogfa.com http://www.todaylinks.org WwW.BeiNTeHa.IR کژدم زهرآگین متولد ماه دی نامه های خط خطی هذیان های قلم تب دار وب سایت سیما آودیو فقط ستاره ها فرمانروای عشق مالکوم مرد تنها اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من